+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت
7:15 PM  توسط samin
|
|

دختر کفش کتونی
شبِ جون دادنِ فانوس ، شبِ سردِ پایتخته ، با تواَم ! شهرِ قدیمی ! کوچههات چه بیدرخته ! بگو پسکوچههات امشب ، چن تا مرگِ تازه دیدن ؟ آدمات چن تا ملافه رو سرِ مُرده کشیدن ؟ چَن تا دختر روی جدول راه میرن با پای خسته ؟ دستای سیاهِ این شب چشمِ چن تا شونُ بسته ؟ چَنتاشون تنهای تنها توی پسکوچهها موندن ؟ چَنتاشون تو این دقیقه غزلِ آخرُ خوندن ؟
دختر کفش کتونی ! اگه بخوای میتونی، ترانهی امیدُ همنفسم بخونی !
همه چشماشونُ بستن ، اما تو باید بدونی ، با تواَم ! دخترِ تنها ! کوچه گردِ کفش کتونی ! بگو امشب توی این شهر چَن نفر سقفی ندارن ؟ چن تا کوچه بیچراغن ؟ چَن تا باغچه بیبهارن ؟ بگو چَن تا مردِ کولی بچههاشونُ فروختن ؟ چن تا مادر توی شعله مثلِ پروانهها سوختن ؟ توی غربتِ نگاهت ، یه ترانه لونه کرده ! میدونم برقِ ستاره به شبِ ما برمیگرده !
دخترِ کفش کتونی ! اگه بخوای میتونی ، ترانهی امیدُ همنفسم بخونی ! |
|
پرنده بی پرنده –یغما گلرویی
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت
1:55 PM  توسط sepehr
|
+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت
12:46 PM  توسط samin
|
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت
1:48 PM  توسط samin
|
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت
8:5 PM  توسط samin
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت
7:35 PM  توسط samin
|
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت
10:35 PM  توسط samin
|
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت
9:55 PM  توسط samin
|
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت
9:54 PM  توسط samin
|
ماه خدا به آخر رسيده و عيد سعيد فطر از راه مى رسد. عيد فطر، تجلى اوج يك ماه بندگى و عبوديت پروردگار متعال و يك ماه سازندگى و وارستگى و معراج انسانى است، این عید بر تمام نتورکر های سخت کوش مبارک باد.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت
9:52 PM  توسط samin
|