دوتا گنجشک...
دو تا گنجشک دنبالِ هم اُفتادن تو آسمون !
یه تریلی توی جادّه میادش زوزه کشون !
دو تا گنجشک ، دوتا عاشق ، بیخیالُ مستُ شاد !
یه تریلی با شتابُ سرعتِ خیلی زیاد !
دو تا گنجشک ! یه تریلی !
یکی مجنون ، یکی لیلی !
دو تا گنجشکای عاشق تو بیابون میپَرَن !
اونا از دامِ سیاهِ سرنوشت بیخبرن !
شوفرِ پیرِ تریلی پا گذاشته روی گاز !
خیلی خستهس از بیابونُ یه جادّهی دراز !
دو تا گنجشک ! یه تریلی !
مثِ مجنون ، مثِ لیلی !
دو تا گنجشک ، که تناشون داغه از تبِ علاقه !
یه تریلی که با چرخاش ضجهی یه اتّفاقه !
دو تا گنجشک که پَراشون پُر شُده توی بیابون !
یه تریلی که رو شیشهش باقی مونده ردّی از خون !
دو تا گنجشک... یه تریلی !
نه یه مجنون ! نه یه لیلی !
یه تریلی ! یه تریلی ! یه تریلی...
رقص در سلول انفرادی – یغما گلرویی
سپهر
